عبد الله بن لطف الله الخوافي ( حافظ ابرو )

13

جغرافياى حافظ ابرو ( فارسى )

جلد دوم ذكر بحر روم و سواحل آن درياى روم خليجى باشد از درياى محيط كه بر جانب مغرب « 1 » است . و « 2 » آن را « 3 » بحر اقيانوس خوانند . از « 4 » جنوبى زمين اندلس و شمالى شهرهاى مغرب زمين ، خليجى به طرف شرق در مىآيد و از ميان طنجه و سبته ، كه يكى بر ( برّ ) « 5 » مغرب است و يكى بر برّ اندلس ، مىگذرد . و آنجا عرض خليج اندك است . چنانچه گويند دوازده فرسنگ « 6 » زيادت نباشد . و چون به جانب شرق در مىآيد ، پهناء دريا زيادت مىشود و اين « 7 » دريا طولانى است از مغرب به مشرق و از آنجا كه ابتداء خليج است از جانب مغرب تا به زمين شام كه بر « 8 » مشرق اين درياست ، قريب هزار فرسنگ باشد ، و عرضش جائى كه زياده است از مصّب نيل كه از سواحل مصر است ، تا خليج قسطنطنيه كه از بلاد روم است ، « 9 » از شمال به جنوب دويست و « 10 » شصت فرسخ « 11 » گويند . « 12 » جانب « 13 » شمال « 14 » اين دريا از جانب مغرب ، اول بلاد اندلس است ؛ بعد « 15 » از آن بلاد فرنگ و بنادقه است ؛ ديگر « 16 » بلاد روم است . بعد از آنكه جانب شمال تمام خواهد شد ، ثغور شام است كه ارمنيان مىباشند . شرقى « 17 » اين دريا ، تمام سواحل شام است ؛ « 18 » و بر « 19 » جنوبى اين دريا متصل شام از جانب مشرق ، زمين مصر است تا به اسكندريه و حدود برقه . بعد از آن شهرهاى مغرب زمين است تا به طنجه كه ذكر آن گذشت « 20 » .

--> ( 1 ) با : جنوب . ( 2 ) با ، گ ، مو ، مل ، مج ندارند . ( 3 ) مو : او را . ( 4 ) مج : و از . ( 5 ) اساس ندارد . ( 6 ) مل : فرسنگ است . ( 7 ) مو : آن ( 8 ) با ندارد . ( 9 ) با ندارد . ( 10 ) مج ندارد . ( 11 ) مج : فرسنگ . ( 12 ) مل : باشد . ( 13 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : و جانب ( 14 ) مل ندارد . ( 15 ) مج : و بعد . ( 16 ) همه نسخه‌ها جز اساس : بعد از آن . ( 17 ) همهء نسخه‌ها جز اساس : و شرقى . ( 18 ) مو ندارد . ( 19 ) با : و از . ( 20 ) مج : گذشت و هو اعلم .